... مخصوصاً اونجا که سینا ساعی میخونه: دیواری که بین ماس بسه، واسه تا همیشه.
[لبخند استهزاء آمیز حضار]
برچسب:
نویسنده: شیوا حیدریان
برچسب:
نویسنده: شیوا حیدریان
برچسب:
نویسنده: شیوا حیدریان
برچسب:
نویسنده: شیوا حیدریان
تا همین اواخر ته تمام ایمیل هام بهش مینوشتم : «با کلی عشق؛ نگین» [خندهٔ تلخ حضار]
چه کردیم ما با خودمون؟
برچسب:
نویسنده: شیوا حیدریان
نمیدانم هنوز، اینکه به تو «نه» نمیگویم، به خاطر این است که من از گفتنش ناتوانم، یا تو هرگز جوابی از من نخواستهای، یا اساساً سؤالی پرسیده نشده است.
برچسب:
نویسنده: شیوا حیدریان
تعریف میکرد برام که وقتی بچه بوده دوست داشته اسمش چی باشه. گفت «هر چی جز ‹پروین›».
خب اسمت قشنگ ترین اسم دنیاست بابا پروین خانم!
برچسب:
نویسنده: شیوا حیدریان
«یادته بهت گفتم زن اگه قلابی باشه از مرد هم بدتره؟ زدی تو گوشم. عجب خری بودی دیوونه. زدی دیگه پکر شدم نگفتم یعنی تو قلابی نیستی. میخوام باهات بشینم تو اتوبوس تا شمال حرف نزنم.» ...
برچسب:
نویسنده: شیوا حیدریان
یکی از معیارهای پذیرفته شدهٔ هرزگی در سطح بینالمللی این است که با چند نفر همزمان بتوانی لاس بزنی، قبل از اینکه احساس هرزگی بکنی.
برچسب:
نویسنده: شیوا حیدریان
برچسب:
نویسنده: شیوا حیدریان